حنانه حنانه ، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

برای دخترم

کلوچه ی من!

این روزها شما از این جور کارهای هنری هم یاد گرفته ای کلوچه ی خوشمزه ی من...! اون چیزی هم که به جای لحاف ازش استفاده کرده ای مثلا سفره ی غذاست! ...
9 آبان 1391

رضا

دخترم حنانه جانم، همیشه در عظمت کار ابراهیم (ع) شک داشتم، گاهی با خودم فکر می کردم قربانی کردن فرزند در راه خدا کار دشواری ست ولی نه به این اندازه که می گویند و می شنوم... و چه خیال ابلهانه ای... من نفهمیدم و اندیشه ی کوته نظر من قد نداد تا این عظمت را درک کنم تا اینکه خدا در شب عید قربان آزمایشم کرد، آزمایشی که خود آگاه بود بر نتیجه اش ولی اراده کرد بر من آشکار کند ضعف و کوچکی ام را. و من فهمیدم تاب دیدن خراش کوچکی را بر روی صورت دردانه ام ندارم و من در برابر عظمت ابراهیم نبی سر فرود آوردم و فهمیدم تا چه اندازه در برابر اراده و مشیت خداوند ضعیف و ناتوانم. و فهمیدم رسیدن به "الهی رضا به رضاک" برای من خیلی خیلی دست نایافتنی می نماید و فهمیدم ...
9 آبان 1391

آرمیتا

آرمیتا بباف موهاتو تا همه نگات کنن همه ی فرشته های آسمون صدات کنن هی بزن چرخ، بزن چرخ، بشین روی چمن تا که گنجیشکا بیان گریه رو شونه هات کنن توی چشمای سیاهت پر خنده پر اشک چی میشد گلوله ها نگا به گریه هات کنن می دونی نقاشی هات تاریخ کشورم میشن یه روزی میاد که قهرمان قصه هات کنن آرمیتا اطلسی ها میخوان بیان رو دامنت خودشونو قربون حالت خنده هات کنن دوس دارم بالا بری بالاتر از ستاره ها هی بری بالاترو زمینیا نگات کنن شک نکن یه روز میاد...یه روز که خنده های تو همه ی قاتلای دنیا رو کیش و مات کنن آرمیتا موهاتو کوتاه نکنی! کبوترا اومدن لونه توی قشنگی موهات کنن تو می خوای حضرت آقا رو "پدر" خطاب کنی حضرت آقا میخوان تو ر...
18 مهر 1391

دندووووون

دندون سمت چپ حنانه جان یک هفته بعد از دندون سمت راستش به دنیا اومد. پس دوباره هوراااااااااااااا اینم عکس آش دندونی   ...
15 مهر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به برای دخترم می باشد